وقتيكهجنگايرانو عراقوارد ششمينسالخود شد، مردمايران،ديگر چندانشور و شوقينسبتبهانقلابنداشتند.
آدرناليناز هراسروزهاينخستحملهعراقاز بينرفتهبود وهمانطور، ديگر شور و شعفپيروزيهايآنها در سالهاي١۹٨١ و ١۹٨٢وجود نداشت. اكنونايرانبهطور فزايندهايبا سختيهايزندگي، تحتجنگيطولانيو خستهكنندهو رژيمستمگر مذهبيمواجهشدهبودند. هنوزفاتحو برندهدر نزاعبينواقعيتو ايدئولوژيدر تهران، مشخصنبود و مردمايرانبازندههايواقعيبودند.
برايبسيارياز ايرانيان، دهه١۹٨٠ دورهطولانيسرخوردگي، يأسونااميدياستكههمهانقلابها، عاقبتآنرا تجربهكردهاند. همهاميدها وروياها بهخاطر انقلاب، بهآراميو بهطور تأسفبارياز بينرفت. انقلاباسلامي، ثابتكرد كهچيزيكمتر از بهشتموعود و متصور است.
سياستهايداخلي، بيشتر و بيشتر كينهتوزانهتر از زمانشاهبود و اغلببا تعديو ظلمرفعو رجوعميشد.
صرفاً شكلو نوعسركوبو واپسزندگيتغيير كردهبود و شايد اهدافشهم؛ اما اگر چيزيوجود داشت، بدتر از دورانساواكشد كهحكومتراادارهميكرد.
اقتصاد، پيشرفتينكردهبود و بهمراتببدتر شدهبود. مانند ديگررژيمهايانقلابيقبلي، ايرانيانغرقدر اعجابو ابهامو ترسو وحشتونگرانيشدند. وقتيديگر ملتها از نحوةسرنگونيحكومتشان، از ايشانتأسيو الگو نگرفتند و موهبتجمهورياسلاميايرانرا قبولنكردند و درواقعدر توسعهو صدور انقلابدشمنيو خصومتو عداوترا بيشتر ازقدردانيو سپاسگذاريايجاد كردند.
در سال١۹٨۶، انرژيو تعصبانقلاب، بهطور گستردهايتحليلرفتهبود. بهطور فزايندهايتازيانةحزبالله و شلاقديگر سازمانهايانقلابيمورد نياز بود تا حمايتمردميرا در شيوهايافراطيرژيمنگاهدارند.
اينتحققو دركدر ميانبعضياز نخبگانسياستجديد ايرانسهيمبودكهسعيداشتند سياستايرانرا بهسمتو سوييكهچندانزيانآور نيست،هدايتكنند و ببرند.
هرچند، در چنينكاري، آنها با بسيارياز اعتقاداتو اصولانقلابمواجهشدند و گرفتار مدافعانمتعصبو خشكمغز و طرفدارانبهكليبيوجداندر داخلساختار قدرتشدند.
جنگو كشمكشپيوستهبيناينگروهها، موجبناسازگاريو تضاد دررفتار ايرانيها در طيآندورانها شد.
هر چند، در پايان، همهاينمسايلبهخمينيمرتبطميشد، كهحالتينيمهالهيو نيمهملكوتيساختهبود و آن را سردمدار و حكمرانهمهاينمسايلمشخصميكرد.
در تفكر اكثر ايرانيان، خميني، يكسر و گردناز همهايننااميدهايناشياز انقلاب، بلندتر و برتر بود و او وعدهميداد كههمهمشكلاتآنانرا حلكند. كلامخمينيو اعمالو كردار او تأثيريشديد بر موقعيتايرانياننهاد.اينهنگام، زمانمنازعهو كشمكشايرانيانبا ميراثاو بود.
در حقيقت، برايايرانيان، تاريخدهة١۹۹٠ و آغاز قرن٢١، داستانملتياستكهدر ميراثخمينيدر روابطداخليو خارجيتقلا كردند و سختكوشيدند. متأسفانهبسيارياز آنميراث، تودرتو و پيچيدهو مشكلشد و ياحتيتا حد بسياريهممضر و مخربشد.
در مقياسبزرگتر، تاريخروابطخارجيآمريكا با ايراندر زمانمشابهداستانديگرياز چگونگينزاعواشنگتنبا ايرانو نيز نزاعبا ميراثخمينيدارد.
پساز شكستكاملو عقبنشينينامطلوبايرانـ كُنترا (ضديتباايران)، سياستآمريكا در قبالايرانكمكمدارايموضعيدفاعيوواكنشپذير شد و بهاحتمالقوياز آنموقعتاكنون، همچنانباقيماندهاست. دولتريگان، سعيدر ترميمضرر و زيانايرانـ كنترا بهموقعيتآمريكا در خاورميانهداشتو ميخواستبا ايرانكهبهطور فزايندهای باابراز و نمايشضعيفو ناقصدر طيبحرانگروگانگيريو مداخلهو دخالتلبنان، ماجرايدنبالهدار و طولانيگروگانهايلبنانعليهآمريكا ـ جسورترميشد، رابطهايبرقرار سازد.
برايقسمتاعظمآن، واشنگتنبهآنچهاز تهرانصادر و ساطعميشد،واكنشنشانداد. و گفتناينآساننخواهد بود كهگفتآمريكا سياستعمليرا نسبتبهايرانبهاجرا در نياورد، اما آنابتكارات، اصولاً با اعمالو لحنتهران، منحرفشد.
اينالگو پساز جنگايرانو عراقادامهيافت. بهخاطر روابطپرتنشما باايران، بهخاطر خود ايرانكهملتيتنشزا باقيماند و بهخاطر ايرانهنوزاهميتيخاصدر برابر آمريكا ندارد، واشنگتنبهايراناجازهدارد كهدرمشخصكردنو تعيينرابطه، پيشقدمشوند.
هرچند كنترلو ادارةخمينيبر ايرانو روابطايرانو آمريكا، در اواخرعمر او ـ در پايانجنگايرانو عراقو اولينروزهايپساز پيامدهايآنـملاكو معيار روياروييبينتهرانو واشنگتنشد.
دربارهفاو و بصره
در سال١۹٨۶، جنگايرانو عراق، خود يكجريانييكنواختوآزارندهبهوجود آورد. ايرانيانهر سال، يكبار تهاجم، عظيميبهداخلعراقداشتند، كهبا حملاتكوچكدر ٣ ماه، با استفادهاز تركيبمعموليوهميشگيپاسداران، بسيجو ساختار معموليارتشتوأمانميشد. خصوصاًدر حملاتعمدهآنان، آناناصولاً در گاماولپيروز ميشدند و شايد دردومينخطوطدفاعيعراقتوسطاستحكاماتعميقتر متوقفميشدند وآنگاهبر پوششزرهيو توپخانهو حملاتهواييو اغلببهتسليحاتشيمياييمتوسلميشدند. حملاتتوأمبا خونريزيو كشتار، اما بينتيجهبود.
در حقيقت، در سال١۹٨۵ ايرانياندر واقعحملاتو تهاجماتخود راتقليلو كاهشدادند و سعيداشتند كهتعداد زخميها و تلفاتخود رامحدود كنند.
براينخستينبار، تهراننتوانستدر برابر هدر رفتننيرويانسانياش،ساكتبماند. هرچند كه، جريان«ايرانـ كُنترا» بهمُلاها بارقهاميديداد.
اطلاعاتجاسوسيكهآمريكا در اختيار ايرانيانگذاشتبهآنانكمككرد كهدرستتر در برابر دفاععراقتمهيداتيرا فراهمكنند. در عوض، اينضعفمهمخطوطعراقيدر طيجنگشبهجزيرهفاو در جنوبيتريننقطهعراق، درستدر امتداد كانالشطالعرباز ايران، بيشتر مشخصشد.
علاوهبر اين، موشكهايTow و Hawk كهايرانياندريافتكردهبودند، بهآنها قدرتآتشبار بيشتريداد كهدر برابر ضد حملهها و پاتكهايهميشگی اما نسنجيدهو ناشيانةـ عراقيها مقاومتبكنند.
هرچند كهآنانتوقعداشتند كهبهطور كليهر حملهايرانيانبهداخلخاكعراقرا متوقفكنند. حالانبوهآتشپيادهنظاممسلحايران، موجبميشد كهفوجفوجتانكو هواپيمايعراقيرا عقببزنند.()
و نيز ايراندر ١١-١٠ فوريه، در يكياز عملياتهايمتهورانهوتكاندهنده، حملهجديديتداركديد، بهدقتنيروهايشرا در فاو آرايشداد و بهترينواحدهايشرا در طولرودخانه، شبانه، منتقلكرد. ايرانيانباآتشبار سنگينحملهكردند و در كمالتعجبمراكز پشيبانيهايعراقيراتسخير كردند.
بغداد تصور كرد كهايرانيانبا كمبود تجهيزاتبرايعبور از شطالعربمواجهند، خصوصاً فاو، كهرودخانهاياستعريض.
در اينزمان، شبهجزيرهتوسطنيروهايارتشعراقـ كهنهتعليمديدهبودند و نهانگيزهايداشتند ـ سقوطكرد، وقتيكهناگهانبا حملهسنگينگروهپاسدارانروبرو شدند. سرازير شدنسربازانايرانيانبهفاو آغاز حملهبهجهتشمالبهسويبصره، كهبخشياز امالقصر بود.
در صبحروز فوريه، ايرانياناز رودخانهعبور كردهو در پشتخطوطعراقيقرار گرفتهبودند.
آنها سرانجامبزرگترينرخنهو نفوذيرا داشتند و موفقيتيچشمگير كهازسال١۹٨٢ در انتظار بودند، بهدستآوردند و فرماندهانشانتشخيصدادندكهفرصتتحريكو تهييجسربازانشانفرا رسيدهاستكههر چهبيشتر وسريعتر بهداخلخاكعراقحركتكنند، قبلاز آنكه عراقيها تجديد قواكنند. از طرفآنان، عراقيها وحشتزدهو سراسيمهشدند. بغداد واحدهاييفرستاد تا با عجلهجبههجنوبرا بهطرففاو حركتبدهد، حركتيبدونسازماندهيمنسجمتهاجميو يا برنامهدفاعيدر نتيجهايرانيانبهآسانيپاتكو تهاجمعراقيهايعجولو شتابزدهرا درهمشكستند و بهسويبصرههمچنانحركتخود را ادامهدادند.
ايرانيانهمچنان، قادر بهتعمير بعضياز هليكوپترهايكبريخود ـ كهساختآمريكا بودند ـ شدند و اينآغاز پاتكهايپيدرپيو هدفقراردادنتانكهايعراقيشد. در ايناستيصالو درماندگي، عراقحتينيرويهواييخود را بهميدانجنگروانهكرد. با پروازهايمتعدد، صدها حملهپيدرپيدر طيچند روز انجامشد. اما تانكها و موشكهايHawks و آتشبار سنگينپيادهنظامايران، و آنگاهاز دستدادناهدافارزشمند ـ كهخلبانانعراقياغلبافتضاحهستند ـ نيرويهواييعراقنتوانستضرر و زيانقابلتوجهيبهايرانوارد سازد.
عاقبت، هرچند، نيروهايايرانچندانآمادهانجامكار نبود، آنانهنوز بهخاطر كمبود شديد كاميونباري، جيپ، ماشينو نفربر زرهيو ديگر وسايلنقليهنظاميفلجشدهبودند. در نتيجه، انبوهآتشبار ـ اما فاقد كارآيی پيادهنظامايراننتوانستبهسرعتفشاريقابلتوجهبهنيروهايمسلحو مكانيزهعراقوارد، كند كهوادار بهعقبنشينيشوند.
اينكمبودها و نواقصهمچنانحمايتلجستيكيايرانرا از كارميانداختكهبيشتر و بيشتر موجبحركتآهستهتر پيادهنظامشد.
هرچند آنان، بهطور منظمبهتر از عراقيهاينااميد، ظاهر شدند،نيروهايايرانيهنوز كاملاً معموليو متوسطبودند. فرماندهانشانگاهبيشتراز مهارتهايتاكتيكيبهعزمو ارادهآنانتوجهداشتند، كهگاهتعصبوغيرتميتواند شما را در جنگياريدهد، اما در گذر زمانچنينروحيهايكارساز نيست.
در اينحال، عراقيها نيرويزرهيو ساختار مكانيكيخود را در خطاولجبهه، همچنانحفظكردند و گاهگارد جمهوريو نيرويتيپويژهبهجبههآوردهميشدند، كهبا همقادر بهمتوقفكردنايرانيانميشدند.
پساز گذشتدو هفتهاز آغاز حمله، ايرانآخرينتير تركشخود را رهاكرد، بصرهآزاد شد و سربازانايرانيدر منتهااليهشماليشبهجزيرةفاو بهسنگر كندنمشغولشدند.()
هرچند، ايران اندازهكافيقويبود كهدر جايپايخود مقاومتكند وبماند. بغداد استحكاماتكافيدر منطقهبوجود آورد كهدر ٢٢ فوريهتوانستپاتكقابلملاحظهايداشتهباشد و سعيكند كهايرانيانرا از فاوبيرونبراند.
ستونهايلشكر مقاومترا بسيجكنند، عراقيها توانستند هرچهكهمربوطبهايرانيانبود، از بينببرند. آنانبهطور كاملنيروهايهواييرا بهكارگرفتند. در روز ـ علاوهبر مقادير زيادياز توپخانهو مقادير سنگينتسليحاتشيميايی ٢٠٠ پرواز حملهزمينيهمانجامميشد. آناناينحملاترا بهمدتسههفتهادامهدادند، اما اكنونكهايرانيانسنگربنديكرده بودند و بهموشكهايTow و Hawk مجانياز طرفآمريكا، ميتوانستند اندكيپيشرفتكنند. پساز چند هفتهجنگبيثمر، عراقيها تحتفشار قرارگرفتند كهجنگرا خاتمهدهند، زيرا آناناز ضررهايشديد رنجميبردند.()
ايرانيانپرشور بودند تا حديغيرواقعبيندربارهآنچهكهبهدستآوردهبودند، آنانمعتقد بودند كهپيروزيعظيميبهدستآوردهاند و ميتواننداكنونبصرهرا از شرق، شمالشرقيو جنوبتهديد كنند، شهريكهچنينبهنظر نميآمد هرچند كهپيروزيبزرگ، شروعحركتنيروها بود كهبهشكستآنها در كمتر از دو سالمنتهيشد. بغداد كهاز پيروزيعميقو سريعايرانياندر فاو شگفتزدهشدهبود، اينمسألهموجبشد كهصدامحسينبهافسراننظاميحرفهاياجازهدهد كهكاملاً عملياتجنگيعراقرا بهعهدهبگيرند و بهشيوهايكهمناسبميدانند نيروها را سازماندهيكنند.
بنابراينژنرالهايعراقي، گارد جمهوريرا در اختيار گرفتند ـ در آنزمان، سهتيپنظامياز سربازانمجهز و بسيار وفادار بهبعثبودند ـ و آنها رابههستةارتشجديد عراقآوردند. گارد مزبور با بهكارگرفتنبهترينسربازانو افسرانسابقارتش، به٢٣ تيپگسترشيافت.
اينتيپها بعداً در ششيگانلشكر تقسيمشدند كهبهبهترينتسليحاتعراقيمجهز بودند و تعليماتفشردهديدند و برايايجاد انگيزهبهآنها پولاضافيو امتيازاتويژهتعلقگرفت. نتيجهآنشد كهنيرويفوقبا مهارتجنگيمشخصو بهتر از ديگر نيروهاينظاميعراقپديدار شد، كهبرايبهترينواحدهايايراني، حريفيبهمراتبقويتر بود.
در اينفاصله، موفقيتاختلافهاييرا در بينايرانيانبهوجود آوردهبود. هدفمشخصبعدي، بصرهبود، اما مناقشهايجديدر بينفرماندهانپديد آوردهبود ـ و نيز بينفرماندهانسياسی كهچگونهو بهكدامشهر دومعراقحملهببرند. مشكلآنبود كهپساز سالها، عراقيها هرگز از تجهيز واستحكامساختنبراينظاميها در بصرهدستبرنداشتند و حال، پسازسقوطفاو، تلاشهايآنانتشديد شدهو افزايشيافتهبود.
حتي، ششرديفخطوطاستحكامينظاميپيرامونبصرهبهوجود آمدهبود كهبرايايرانيانشناختآنانو غلبهبر آنها بسيار مشكلو دارايهزينهبود. فرماندهانباتجربهو حرفهايارتشايرانو حتي؟ از افراد گارد انقلابينگرانتلاشيبرايحملهمستقيمو استراتژيبرنامهريزيشدهبرايحملاتزياد بهاطرافمركز تدافعيشهر بودند كهميبايستبا حملهايغيرمترقبهوغافلگيرانهسعيدر تسخير آنمراكز تدافعيداشتند، كهبالطبعموجبتلفاتميشدند و ذرهايدر تصرفو اشغالخاكرقيبموفقميشدند و آنگاهبهسرعتپشتيبانيو تلاشهايشانرا بهديگر مناطقو بخشها منتقلميكردندتا همچنانتوازننيروهايعراقيرا بههمبريزند.
اينعقيده، يكاستراتژيبود كهموجبميشد آنانخطوطخارجيتدافعيعراقرا تضعيفبكنند و كاهشبدهند. قبلاز آنكهحملهايگستردهداشتهباشند. آتشافروزيدر بينژنرالهايايراني، اكثر در بينگارد انقلابي،
هرچند، نشاناز حملهمستقيمبا نيرويگستردهبود كهاز امتياز روانيكهازپيروزيدر فاو بهدستآوردهبودند، بهنفعخود بهرهبرداريكنند و دوبارهباتكيهبر روحيهايثار و ايمانسربازانشان، بر عراقيها و آتشبار و استحكاماتآنانغلبهكنند.
مناقشهها، تلخو گزندهو بهدعوا كشيدهشد بهطوريكهفرماندهنيرويزميني، ژنرالسرتيپعليصياد شيرازي، در واقعدستبهگريبانفرماندهپاسداران، محسنرضاييشد. اصرار خمينيبر آرامكردنشيرازيبود كهخود يكياز معماراناصليعملياتفاو بهشمار ميرفت.()
سياستمدارانهمدرگير مناقشهشدند. خمينيو اكثر روحانيتمحافظهكار طرفارتشرا گرفتند، وقتيكهتندروها طبيعتاً در گارد همدستيوشراكتداشتند.
جالباستكه، در نتيجهامورات«ايرانـ كنترا»، رفسنجانيو تعداديازهمپيماناناو از موقعيتپاسداراندفاعميكردند، عمدتاً بهتعهد و وفاداريخود بهمسألهانقلاباشارهداشتند. در نتيجه، اينگارد جمهوريبود كهپيروز شد.()
در ژانويه١۹٨۷، ايرانيانـ بهزعمخود ـ آمادهآخرينحملهخود برايتصرفكاملبصرهشدند.
تمركز بزرگتريننيرو با ٢٠٠٠٠٠ نفر و بهكار گرفتناكثر گارد انقلابيباتجربهو لشكرهايارتشبرايحملهجالبتوجهبود، آنها ميدانستند كهدلمشغوليعراقيها بهحفظموقعيتخود در فاو است، چونموقعيتآنانبر شطالعربقرار دارد و در نتيجهحملهاز جنوببهعبور از آبسربازانايرانينيازينيست.
تهران، هوشمندانهبر روياينهراسرقيبكار كرد و لشكر سربازانايرانيدر حملهخود در اواخر دسامبر از شطالعربدر شمالفاو گذشتند و ـدر بازگشتاز پهلويخطدفاعيعراقيكهبه سمتفاو بود، بهعنوانبخشياساسيحملهخارجاز فاو ـ و عراقيها با حيلهو ترفند ايرانيانروبهرو شدند.وقتيكهحملهواقعياز شرقو شمالبصرهدر ۵ ژانويهرخداد، عراقيهاشگفتزدهشدند.
با اينمزيت، بهاضافهتعداد و كيفيتنيروهاييكهبسيجشدهبودند،ايرانيانبهسرعتاز اولينحلقههای دوگانهدفاعيعراقدر بصرهگذشتند.()
آنگاه، هر دو طرف، با منتهايسرعتيكهداشتند، استحكاماتخود را بهداخلمنطقهكشانيدند، خصوصاً بغداد بهفرستادنبهترينواحدهايخود ـ ازجملهساختار نظاميگارد جمهوري، برايدفاعاز بصرهـ پرداخت.
عراقيها با استفادهاز سلاحشيمياييدر برابر موجهايواحدهايپاسدارانو بسيجيانحملهكردند. عراقحتياز نيرويهواييخود عليهايرانياناستفادهكرد و در حدود ۵٠٠ بار در چند روز آنانرا بمبارانكرد، درتلاشهمهجانبهايبرايمتوقفكردنايرانيان. در ماهآينده، ايرانيانبا ارسالپيدرپيواحدهاينظاميدر خطحمله، همچناناعمالفشار خود را بر بصرهحفظكرد.
با تصميميجديو عزميراسخ، آنانذرهذرهپيشرفتند و راهخود را بازكردند. در اواخر فوريه، هرچند، عراقبهاندازهكافيتعدادياز گاردجمهوريو واحدهاينيرويويژهبرايتقويتخطوطخود را بهكار گرفتهبود و براياينكهنوعيدفاعقويدر خطمقدمبهوجود بياورد، از طرفآنها،ايرانيانبسيارياز سربازانخود را از دستدادهبودند و در خطدفاعيعراقنفوذ كردهبودند (كهدر حدود ۷٠ يا ٨٠ هزار نفر تلفاتداشتند) كهنتوانستندبه حملهادامهدهند و سعيداشتند كهحملهرا متوقفكنند، هرچند قبلازاينكهآنان۵ ششمحلقهدفاعيعراقرا شكافتند و چندينكيلومتر همدرداخلبصرهنفوذ كردند.()
پرسودتريندرخواست
ديگر تأثير پر سر و صدا و موجيفتحفاو توسطايرانيان، بههمريختنقاعدهبازيبود كهناگهانآمريكا را همبهخود كشانيد و تأسفنهاييايرانرابهبار آورد.
همچنينموجبشد تا صدامحسين، يكبار ديگر نوعيقالبريزيرابرايديگر راههاييكهبهتهرانضربهايكاريوارد بكند، بياغازد. بهايناميدكهملايانرا قانعكند كهاز تهاجمدست بردارند و يا صلحرا بپذيرند.
يكبار ديگر، او در مورد حملهبهمحلصادراتنفتايرانبرآمد. اينبار،حملاتعراق، اكثر موفقبود و موجبشد كهصادراتنفقاز ۶/١ ميليونبشكهدر روز به١/١ ميليونكاهشپيدا كند.()
ايرانيانبا از سر گرفتندوبارةحملاتخود عليهكشتيهاينفتكشدرخليجفارس، بهآنانپاسخگفتند.
اينتانكرهاينفتكشدر كلنفتعراقرا حملنميكردند، بلكهاصولاً ازطريقلولهمستقيماً بهبنادر تركيهدر مديترانهو بندرهايسعوديدر دريايسرخارسالميشد. بلكه، عموماً آنها بهدنبالتانكرهاينفتكشبرايكشورهايحاشيةخليجفارسحركتميكردند. ايننوعيمضحكهوتمسخر بود، تا جاييكهايرانيانپيبردند، كشورهايحاشيهخليجفارسبهعراق، دهها بيليوندلار تزريقماليكردند.
خصوصاً، ايرانيان، كويتيها را دنبالكردند كهبهعراقيها اجازهدادهبودند كهاز بنادرشانبرايبرايتخليهمحمولههايتسليحاتياستفادهكنند.()
در طياوجتهاجماتايرانعليهبصره، ايران٢٠ نفتكشرا در خليجمورداصابتقرار داد كه١۵ نفتكشبهكويتيها تعلقداشت.()
ايرانياندر اينصورتبسيار متكبر بودند. نيرويهواييآنانبهتدريج۵٠تا ۷٠ هواپيمايعملياترا از دستداد، و فايدهآنانبسيار محدود شد وايرانيانبهشدتبا فقدانتجهيزاتنيرويدريايياز جمله فاو روبهرو بودند،در نتيجه، تهرانكشتيهايبزرگرا، برايعملياتگستردههمچناننگاهداشتهبود. بهجاياينمسايل، ايرانتدابير و تاكتيكهايديگريانديشيد.ايرانيانشروعبهاستفادهاز كشتيهايمجهز كوچكيكردند كهآنها بهموشكهايضد تانكو ضد كشتيمجهز بودند و نيز ديگر كشتيهايكوچكرا بهعنوانقايقهايانفجاری حاويمواد منفجرهـ تجهيز و آمادهكردند كهبهكشتيهايديگر اصابتميكرد و منفجر ميكرد.
آنانبهموشكهايضد كشتيساحليرا كهخصوصاً از نوعچينيبودندمتوسلشدند (موشكهايكروز درياييبا كلاهكبزرگ، كهاگر بهچيزيبرخورد ميكرد كاملاً مرگبار و كشندهبود)
ايراناز اينموشكهاي«كرمابريشمي» در شبهجزيرهفاو استفادهكرد،جاييبر رويخليجفارسشليكميشد و كاملاً با عبور از فراز كويتبهجزاير بامياناصابتميكرد و يا كشتيهاييرا در خليجكويتمورد اصابتقرار ميداد. آناندر امتداد كنارههايساحلخليجفارسدر تنگهاستراتژيكهرمز محلهاييرا بهپرتابآنموشكها اختصاصدادند، كهعلناً تانكرهاينفتيرا در خليجفارسمورد اصابتقرار ميدادند.
علاوهبر اين، كويترا از چند جبههتحتفشار قرار دادند، ايرانيانباز همجمعيتشيعهكويترا بهانجامتظاهراتضد حكومتي، تحريككردند وعملياتخرابكاريخود را از سرگرفتند.()
حالكويتبهكاريعجيبو اقداميغيرمنتظرهدستزد وقتيكهآنها،خود يكناو مجهز و قابلرا نداشتند، سعيكردند كهيكياز آنها را اجارهكنند. از آمريكا درخواستكردند كهاگر واشنگتن١١ كشتيكويترا تحتحمايتناوگانآمريكا كهپرچمآمريكا را بر رويآنها برافراشتهكنند بگيرد وناوهايجنگيآمريكاييكشتيهايبازگرانيرا ـ كهبر روی آنها پرچمآمريكابهاهتزاز درآمدهبود ـ از آغاز جنگدر كلخليجفارساسكورتميكردند،و كويتيها از ما خواستند كهبرايآنانچنينكاريرا انجامبدهيم. واشنگتنبامِنمِنو فسفسكردن، ايندستو آندستميكرد.
خليجفارسبهمكانيآشفته، پرآشوبو خطرناكو بيثباتتبديلشدهبود، و درياسالارانآمريكا چندانتمايليبهرفتنبهآنجا و درگير شدنبامسايلو دعواهايبينايرانو عراقو ديگر كشورهايحاشيهخليجفارسرانداشتند. اما كويتيها درصدد شنيدنپاسخمنفينبودند.
بنابراين، بهروسيهمتوسلشدند و بهطرفآنجا رويبرگرداندند.
كويتو اتحاد جماهير شورويخيليزود بهتوافقيدستيافتند مبنيبراينكهبر اساسآنسهنفتكشكويتيبا برافراشتنپرچمروسيهحركتكنند و اينبهسرعتنظر نظاميانو بهعبارتيديگر مردانجنگيبيتفاوتدولتريگانرا تغيير داد آنها بهكويتيها اطلاعدادند كهايالاتمتحدهدرخواستقبليآنها را پذيرفتهو دوازدهنفتكشكويتيميتوانند دوبارهپرچمآمريكا را نصبكنند().
اما هيچيكاز اينموارد ايرانيها را منصرفنكرد. و با دخالتهر دو ابرقدرتآنها فهميدند كهبايد بيشتر مراقبخود باشند. بهنظر ميرسد ايننتيجهو پيامد مجادلهايميانعملگرايانـ مثلهميشهبهرهبريهاشميرفسنجاني، رئيسوقتمجلسـ و راديكالها بودهاستكهبطور عمدهدرميانسرانارشد پاسداران() متمركز شدهبودند در واقعآنفقطمسالهنتيجهيكمصالحهبود. آنها بهجاياينكهخود را نشاندادهبهخصوصبانيرويدرياييآمريكا رودررو شوند تصميمگرفتند رونديرا پيشببرند كهتونيكوردسمنو آبراهامواگند آنرا معادلدريايييكجنگچوبگيناميدهاند. سربازانگارد انقلابكهاز سكوهايحفارينفتدر سواحلايراندستبهانجامعملياتميزدند سوار بر قايقهايكوچكتمامكشتيهاييراكهاز خليجفارسعبور ميكردند و از جملهيككشتيباريشورويرا مورداذيتقرار دادهتوقيفكردهو يا بهآنها حملهميكردند اينخود اخطارينسبتاً آشكار برايشورويمحسوبميگرديد علاوهبر اينآنها شروعبهمينگذاريكانالهايكشتيرانيكردند. در ١۶ مه١۹٨۷ يكياز نفتكشهايكويتيبا پرچمشورويدر شمالخليجفارسبا يكمينبرخورد كرد. هر چند پيشاز آنكهاينبتواند موجبدخالتاوضاعميانايرانو شورويگردد موضوعفيصلهپيدا كرد.
درستروز بعد يكهواپيمايميراژ عراقيبطور غير عمديدو موشكاگزوستبهسمتناو محافظآمريكاييموسومبه"uss stark" شليككرد كهباعثكشتهشدنسيو هفتملوانگرديد.()
هر چند با توجهبهاينكهعراقدستنشاندهآمريكا بود و اينموضوعاحتمالاً با تئورهايتوطئهايرانيمطابقتنداشتواشنگتنبلافاصلهايرانرابرايايجاد جو خصمانهدر منطقهمقصر دانستتا جائيكهبهايرانمربوطميشد اينفقطدليلمحكمتريبر اينادعا بود كهآمريكا برايتخريبجمهورياسلاميهر كاريكهبتواند خواهد كرد. از طرفديگر اينترسونگرانيدر ميانكشورهايعربخليجفارسبوجود آمدهبود كهدر شرايطفعليآمريكا همانطور كهدر سال١۹٨۴ از لبنانعقبنشينيكرد نيروهايخود را از خليجفارسنيز خارجخواهد كرد. اگر چههيچشاهديبراياينموضوعدر دستنيستاما منطقيبهنظر ميرسد كهايرانيها همهمينطورفكر ميكردند. آنها همدر طيبحرانگروگانگيريو همدر لبنانثابتكردهبودند كهآمريكاييها ضعيفو ترسو هستند و در حقيقتايرانبا افزايشحملاتخود بهكشتيها و مينگذاريدر خليجفارساز جملهدر نزديكيسواحلبندر نفتيالأحمدي() در كويت، مانعچرخدندهروياروييباآمريكا را آزاد كرد.
نيروهايگارد انقلاببرايهر چهبيشتر روشنساختنمواضعتند خودپرچميرا در ستاد فرماندهيخود در تهرانبرافراشتند كهبر رويآننوشتهشدهبود «خليجفارسگورستانآمريكا خواهد بود()».
با اينوجود واشنگتننيز قصد نداشتكوتاه بيايد. عقبنشينياسفباراز لبنانو ماجرايIran - contra برايدولتريگاندردآور بود و برخيازعاليرتبهترينمقاماتآمريكا از فرصتيكهنشاندهد ايالاتمتحدهبرايحفظمنافعحياتيمليخود مقاومتخواهد كرد، استقبالميكردند().وينبرگر آنرا بهاينشكلبيانكرد. «مناطميناندارمكهاگر ما درخواستكويترا نميپذيرفتيم، يكبار ديگر بهدوستانو رقبايپنهانخود درخاورميانهنشانميداديمكهما قويو قابلاطميناننبودهو در موقعيتهايبحرانيبرايدوستانمانمفيد نخواهيمبود»() علاوهبر اينتصميمگيرندگانآمريكا بهاتفاقآرا توافقداشتند كهصادراتنفتخليجفارسمنفعتيحياتيبرايآمريكاستو بايد از آندفاعشود.()
با اينوجود دولتريگانبرايمحدود كردنبرخوردهايشبا ايرانازمسير خود خارجشد. دولتبر اينتصميمپافشاريميكرد كهقصد داردجنگبيطرفباقيماندهو ايرانرا برايانتقامگيريتحريكنكند. ايرانكشوريجنگافروز، بحرانساز، ستيزهجو، ضد آمريكا و غير قابلپيشبينيبود و سياستگذارانآمريكاييبهدرگير شدندر جنگبا آنبدبينبودند.بويژهآنكهميترسيدند ايرانحملاتتروريستيبر ضد آمريكا را در سايرقسمتهايمنطقهو يا جهانافزايشدهد. با توجهبهاينكهايراناعتقاديبهبيطرفيآمريكا نداشتو برايتشديد اوضاعنهايتتلاش خود را ميكرد اينخويشتنداريآمريكا در نهايتسوديدربرنداشت. با اينحالنيرويدرياييآمريكا از اقدامبهرفتارهايستيزهجويانهمنعشدهبود.()
در جولاي١۹٨۷ كشتيهايجنگيآمريكايياسكورتكشتيهايكويتيبا پرچمآمريكا را بههمراهيكگروهكاملاز سربازانجنگيدر شمالدريايعمانو درستخارجاز تنگههرمز، آغاز كردند. و اتفاقاً درستدراولينحركتسوپر نفتكشبريجستون(Bridgeston) با يكمينايرانيبرخورد كرد. اينپيروزيايرانيها را تشويقكرد كهدر عملياتهايمينگذاريخود ستيزهجو باشد و همينمسالهبرخياز كشورهاياروپاييرا تحريككرد تا برايكمكبهكنترلايرانيها نيروهايدرياييخود را بهخليجفارسبفرستند. ايراندر اوايلسپتامبر با پرتابموشكهايسيلك(silk worms) ازشبهجزيرهفاو بهسمتهدفهاييدر كويت، بهايناقدامپاسخداد.()
در همينحالايالاتمتحدهدر انديشهپيدا كردنراهحليبرايرفعمشكلمينگذاريايرانيها بود.
واشنگتنيگانهاينيروهايويژهايرا بهخليجفارسفرستاد كهبهمنظورشناساييكشتيهايمينگذاريايرانبهدستگاههايحسيو اكتشاف،هليكوپترها و تجهيزاتاپتيكيبسيار پيشرفتهايمجهز بودند. در شب٢٢ـ٢١ سپتامبر هليكوپترهاينيروهايويژهآمريكا با صداينسبتاً كمواستفادهاز تجهيزاتمختلفمخصوصديد در شبعملياتمخفيانهايراآغاز كردند. آنها كشتيايراناير (Iran Air) را كهبرايمينگذاريبندر را بهسمتوسطخليجفارسترككرد، تعقيبنمودند. بعد از تاييد اينكهIran Airششمينرا كار گذاشتهو قصد دارد تعداد بيشتريرا نيز رها سازد آمريكاييحملهرا آغاز كردند ايرانيها تصور نميكردند كهدر تماممدتتحتنظربودهاند و خيليزود مغلوبشدند. روز بعد آمريكا، كشتيمينها نقشههاييكهمحلمينگذاريها را تعيينميكرد، دستوراتمقاماتبالايايرانيبرايمينگذاري، بيستوششخدمهكشتيو نوارهايويدئوييمربوطبهجلساتبررسيعملياتمينگذاريرا بهنمايشگذاشتند. زيرا ايرانيها بههنگامارتكابجرمگير افتادهبودند.()
تأثير ويژهاينكار صرفاً تحريكايرانيها بود. روحانيون عملگرا در تهرانـ بار ديگر بهرهبريعليخامنهايو اكبر رفسنجانی از كاهشعملياتهاينيرويدرياييدر خليجفارسسخنميگفتند آنها نگرانافشاگريهايبيشتردر مورد موقعيتبينالملليتقريباً متزلزلايرانشدهبودند.
قبلاز آنكهعملگراياناستدلالهايمحكمتريبرايايناقدامفراهمآورند، نمايشحقارتآمير Iran Air فرصترا برايپيروزيدوبارهراديكالهافراهمآورد آنها چنيناستدلالميكردند كهاكنونايرانبايد با آمريكايها نشاندهد كهبهاينسادگياز مواضعخود دستنخواهد كشيد.
از سويديگر بهنظر ميرسيد تأثير Iran - contra كهبهقضايايلبنانوبحرانگروگانگيريمتصلشدهبود دوبارهدر اينمياننقشعمدهايبازيميكرد. ايرانيها ظاهراً اينخويشتنداريآمريكا را نشانهديگرياز ترسوييو يا كمجرأتيآنها ميديدند، زيرا آمريكائيها بهجاييكمقابلهبهمثلخيليبزرگتر، صرفاً بهگرفتنيككشتيمينگذار ايرانيبسندهكردهبودند. بنابراينآنها فشارها را بيشتر كردند و در پايانسپتامبر يكناو محافظايرانيگستاخانهبا موشكو گلولهبهيكنفتكشيونانيحملهكرد. ايندر حاليبود كهدوكشتيجنگيآمريكاييدر فاصلهششمايليمحلحملهمزبور قرارداشتند.() در اواسطاكتبر آنها سهبار بهسمتاهدافيدر خليجكويتموشكهايسيلكپرتابكردند. در ١۵ اكتبر سوپر نفتكش"سانكان" و روزبعد نفتكش"سيايلند سيتي" در حاليكهپرچمآمريكا را برافراشتهبود،مورد حملهقرار گرفتند. واشنگتنبار ديگر خويشتنداريخود را نشانداد وتنها با تخريبيكسكوينفتيدر نزديكيسواحلايرانمقابلهبهمثلكرداينسكو بهعنوانپايگاهنيروهايگارد انقلابيو سپاهپاسدارانمورد استفادهقرار ميگرفت. سهروز بعد ايرانيكموشكسيلكديگر بهسمتتجهيزاتبارگيرينفتدر خليجكويتشليككرد() و پيشاز ايندر ماهاكتبر، كشورايرانسعيكردهبود با استفادهاز واحد نيرويدرياييپاسدارانبطور گستردهبهتجهيزاتنفتيواقعدر سواحلعربستانسعوديحملهكند امّا نيروهايدرياييقويعربستانو آمريكا كهبرايروياروييآمادهشدهبودند مانعسودايآنها شدند. سپسدر ماهنوامبر مخالفانيكهاز طرفايرانحمايتميشدند سعيكردند تا كهوزارتكشور كويترا بهبمبمنفجر كنند و درمارس١۹٨٨ عواملايرانيمجموعهاياز حملاتتروريستيبر ضدعربستاندر خارجاز اينكشور را آغاز كردند. و گويا ايرانبههيچوجهقصدنداشتاز تصميمخود كوتاهبيايد.()
شكستايران
سرانجامتمامخطسيرهايمختلفحوادثجنگيدر سال١۹٨٨ بهيكديگر رسيدند تا تلاقيآنها سيلياز شكستها پيدر پيرا بهسويايرانجاريسازند. اشتياقو هيجانفراوانيكهانقلاببرايقربانيشدنبهمردمايرانالقا ميكرد آنها را بسيار پيشبردهبود. آنها ارتشعراقرا از سرزمينخود بيرونراندهو مدتششسالدر پشتدروازهايبصرهسروصدا راهانداختهبودند. آنها خود را در برابر نيروهايارتشكهبهمراتباز ارتشايرانبزرگتر و مجهزتر بود، عراقحفظكردهبودند ارتشيكهبا تكنولوژيغرب،سرويسهاياطلاعاتيآمريكا، سلاحهايكشتار جمعيو دهها ميليارد دلار نهتنها از داراييهايخود عراقبلكهاز طرفتمامكشورهايحوزهخليجفارسنيز حمايتميشد. ايرانحتيبرايپيروزيبر تكنولوژي، قدرتتحركوقدرتآتشبرتر نظاميانعراقشيوههايابتكاريجديدييافتهبود و اينعملكرد چشمگيريبود. امّا در سال١۹٨٨ همهچيز برايايرانبهپايانرسيد.
اوليننشانهشومسرعتگرفتنكاهشحمايتمردياز جنگبود كهازدو سالقبلآغاز شدهبود. واحدهايسپاهپاسداراناز بخشيدنصدامحسينسخنميگفتند و ديگر خبرياز ازدحامگروههايداوطلببرايپيوستنبهبسيجعملاً بهپايانبود و اينرژيمرا مجبور ميساختتا مشمولينسربازيرا برايخدمتاحضار كند. بسيارياز مردمايراناز جنگشكايتكردهوحتيبهخدمتسربازيتندر نميدادند. در نتيجهيگانهاييحاضر درجبههها ديگر نيرويانسانيقبليرا در اختيار نداشتند و مجبور شدهبودند باانجامحملاتكوچكتر و محدودترينسبتبهگذشته، منابعو نيروهايخودرا ذخيرهكنند. سياستمداراناصليتهراناز استراتژيهايفرسايشيو پيروزياز طريقتحريكانقلابدر عراقسخنميگفتند.() در واقعشماريازمقاماتعاليرتبهايرانياز پساز عملياتخاور بطور خصوصياز امامخمينيخواستهبودند تا بهجنگپاياندهد اما اماماصلاً و ابداً بهاينسخنانگوشنميداد().
در همينحالعراقبشدتتلاشكردهبود تا بهعدمتوازنجغرافياييكهبهواسطهآندر جنگهايمختلفشهرها آسيبفراوانيديدهبود غلبهكند.عراقبا كمكاروپا موشكهاياسكاد (scuds) خود را طورياصلاحكرد كهدوبرابر دامنهمعموليخود برد داشتهباشند و سرانجامتهراندر تيررسنيرويموشكيعراققرار گرفت. در ٢۹ فوريه١۹٨٨ عراقبراياولينبار ۵ موشكموسومبهموشكهايجديد (الحسين) را بهسمتتهرانپرتابكرد. در طيماههايفوريه، مارسو آوريلعراقيها بيشاز دويستموشكالحسينبهايرانشليككردند و تقريباً هدفاصليآنها تهرانو قمبود كهانفجار آنهاتأثير كوبندهايبر آنشهرها داشت. شهروندانتهرانيو ساير شهرهايشرقيايرانهرگز در معرضچنينبمبارانموشكيبيوقفهايقرار نگرفتهبودند. در هفتسالگذشتهآنها فقطهر از گاهيحملاتهواييپراكندهعراقرا تحملكردهبودند. علاوهبر اينشايعاتيمنتشر شدهبود كهاز تجهيزموشكهايالحسينبهدستگاهCW خبر ميداد تلاشاحمقانهو بيثمر رژيمايرانبرايآمادهسازيمردمبرايروياروييبا چنيناتفاقياوضاعرا حادتركرد و نگرانيمردمرا بههراسو وحشتتبديلكرد. در ماهپايانيجنگغيرنظاميانايرانيدر دستهها و گروههايمختلفاز شهرها فرار ميكردند. فقطدر اولينماهآغاز حملاتموشكيعراقبيشاز يكميليوننفر تهرانراتخيلهكردند و در ماههايبعدياينرقمبهمراتبافزايشيافت.()
در جبههجنگاوضاعحتيبدتر همبود. علاوهبر توسعهو بازسازيگاردجمهوريعراقرهبرياينكشور برايانجامعملياتهايتهاجميبهروشهايجديد نيروهايگارد و تعدادياز يگانهايمستعد عراقيرا آموزشميدادند.مهمتريننكتهدر اينشيوهجديد تهيهنقشههايمفصلبرايانجامعملياتهابود. نقشههايجامعو كامليبراييادگيريپيشرويو عقبنشيني، در اختيارنيروهايگارد جمهوريو تعدادياز يگانهايكارآمد و توانايعراقيقراردادهشدهبود. از ماهها پيشتر ايننيروها براياجرايعملياتها تمرينميكردند. عراقيها ماكتهايوسيعيدر اندازهواقعيمناطقعملياتيساختهبودند و نحوهاجراينقشههايدستنوينخود را در اينمناطقتمرينميكردند و سرانجامبهجاييرسيدند كهديگر ميتوانستند بدونمراجعهبهنقشهايخود، عملياترا اجرا كنند.()
در آوريل١۹٨٨ عراقيها احساسكردند كهبرايآزمايشو روشعملياتيجديد خود آمادگيدارند و برايبيرونكردنايرانيها از فاوحملهايرا آغاز و در حاليكهدر سال١۹٨۶ در حملهآزادسازيفاو اشتباهكردهو در سال١۹٨٨ پيشرويخود را آغاز كردند. آنها تا اندازهزياديازطريقهوايينفوذ كردند زيرا پساز شكستعملياتكربلاي۵ كههدفآنتصرفبصرهبود، ايرانيها متوجهشدند كهنبايد نيرويانسانيخود را درفاو نگهدارند و در نتيجهاندازهو توانايينيروهايخود را تا حد زياديكاهشدادهبودند. بغداد ١٠٠٠٠٠ نفر از نيروهايگارد جمهوريو لشگر هفتمعراقرا در مقابل١۵٠٠٠ نيروينظاميمتوسطايرانيمستقر در فاو، قرارداد. در ١۷ آوريلعراقبمبارانشديديرا با استفادهاز آتشتوپخانهوهمچنينجنگشيمياييآغاز كرد. سپسنيروهايگارد و لشگر هفتمنقشههاو آموختههايخود را عمليساختند.
عراقيها در طيسيو پنجساعتشبهجزيرهفاو را آزاد ساختهو بيشترتجهيزاتايرانيها را بصورتسالمو آسيبنديدهبهغنيمتگرفتند. همهچيز در نظر گرفتهشدهبود اينچرخشحيرتانگيزيبرايايرانبود. آنها ازپساز اكتبر ١۹٨٠ ديگر قربانيهيچحملهزمينيموفقيتآميزياز طرفعراقنشدهبودند.()
در همانروزيكهارتشايراندر فاو مغلوبارتشعراقگرديد نيرويدرياييايراننيز در خليجفارسدر برابر نيرويدرياييآمريكا دچار شكستقاطعيشدند. در روزهايقبل، ايرانيها از پيشمسير عبور يكمحمولهآمريكاييرا مينگذاريكردهبودند. و بههنگامعبور محمولهاز اينقسمتناو محافظموسومبه(Samuel B.Rebent) بهيكمينبرخورد كرد كهموجبزخميشدندهملوانشد در روز هيجدهمآوريلنيرويدرياييآمريكا بااجرايعملياتآخوندك(praying mantis) بهاينمينگذارينوعيپاسخعمليدادند. كشتيهايآمريكاييتخريبسهسكوينفتيديگر در سواحلايرانرا آغاز كردند. پاسداراناز اينسكوها بهعنوانپايگاهيبرايحملهبهكشتيها در خليجفارساستفادهميكردند. در همينهنگامنيرويدرياييايرانبرايجنگيدنظاهر شدند كشتيهايويژهحملاتسبك، فانتومهايF۴ و حتيبزرگترينكشتيهايجنگيايراناز بندرعباسو ساير بندرگاههاخارجشدهو برايمقابله در برابر نيروهايآمريكاييصفآراييكردند.
قايقموشكيايرانبهنامجوشن، با پرتابيكموشكضد كشتيهارپون(Harpoon) ساختآمريكا بهسمتيكرزمناو آمريكايينبرد را آغاز كرد(اينموشكبههدفنخورد) و خود بلافاصلهبهدنبالبارشموشكها وشليكها غرقشد. قايقهايكوچكايرانو يكجفتفانتومF۴ نير در تلاشبودند تا چندينكشتيآمريكاييرا مورد هدف قرار دهند و تعدادياز اينقايقها و يكياز F۴ها غرقشدهو يا بشدتآسيبديدند سپسناو محافظايرانبهـ سهند ـ بهسمتهواپيماهايكشتيآمريكاييانترپريس(Entreprise)شليككرد كهبهاينترتيبحمايتهواييعملياترا فراهمميآورد. يكيازاينهواپيماها بلافاصلهدو موشكHarpoon و چهار بمبكهاز طريقاشعهليزر هدايتميشوند را بهسمتسهند پرتابكردهو آنرا غرقكرد.ايرانيها سرانجامدر پايانروز در يكاقداماحمقانهناو سبلانرا نيز كهخواهر سهند محسوبميشد بهميدانفرستادند كهاينناو همسهموشكبهسويكشتيآمريكاييA-۶ شليككرد. A۶ فوراً يكبمب۵٠٠ پونديرا كهاز طريقليزر هدايتميشد، دقيقاً در داخلدودكشسبلانقرار داد و كشتياز كار افتاد اما گروهفرماندهيكشتيEntreprise از پاياندادنبهسرانجاماينناو خودداريكرد.()
در طيسهماهبعديعراقيها چهار عملياتزمينيديگر بر ضد ايراناهدا كردند كههر يكاز ديگريگستردهتر، جاهطلبانهتر و موفقتر بود().در ماهميآنها در نزديكيدرياچهماهيدرستدر شرقبصرهبا نيروهايايرانيدرگير شدند و آنها را كهمدتها بود در حاشيهبصرهكمينكردهبودند بهعقبراندند. در ماهژوئنعراقيها بهمهرانو برايبار دومبههويزهحملهكردند و با بهكار بردنشيوهحملهگازانبريمضاعف۶ تا ٨ لشگر از بهترينلشگرهايايرانرا نابود ساختند. بغداد آخرينعملياتخود را در ماهجولايدر دهلرانآغاز كردهو با اجراييكحملهگاز انبريديگر چهلكيلومتر درخاكايرانپيشرويكرد.
در تماماينحملاتنيروهايگارد جمهوری و ساير يگانهايكارآزمودهعراقي، سد آتش٣۷ و توپخانهقدرتمند خود را در خدمتداشتند و بر طبقنقشههايدقيقيكهدر سال١۹٨۷ ـ ١۹٨۶ طراحيشدهبود، عملميكردندايندر حاليبود كهآنها از تعداد افراد بيشتر و قدرتآتششديدترينيزبرخوردار بودند. برايمثالدر ماهژوئنو در جنگهويزه، نيروهايايرانينتوانستند بيشتر از ۵٠ يا ۶٠ تانكجنگيرا بهخطكنند در حاليكهعراقيهاتقريباً ١۵٠٠ تانكرا وارد ميدانجنگكردهبودند. تا پايانماهجولاينيرويزمينيايرانتحليلرفتهو قادر نبود مانعپيشروينظاميانعراقيشود آنها هرچهرا كهميخواستند اشغالميكردند.
ماهجولايهمچنينشاهد آخرينروياروييايرانو آمريكا در خليجفارسيبود.
عملياتآخوندكpraying mantes سرانجامدريا سالارانايرانيرا متقاعدكرد كهنبايد در مقابلنيرويدرياييآمريكا مقاومتكنند. اما نيروهايسپاهپاسدارانهنوز بهاقداماتتحريكآميز خود در حولو حوشكشتيهايجنگيآمريكا ادامهميدادند. در سومجولايو بلافاصلهپساز شكستكوبنده ايراندر هويزهگروهواكنشسريعيا حملاتسريعايراندر فاصلهنهچنداندورياز گروهعملياتينيرويدرياييآمريكا برايحملهبهخطكشتيرانيخليجفارسظاهر شوند. دو نفتكشاعلامخطر كردند و يكيازقايقهايايرانبهسمتيكهليكوپتر آمريكاييآتشگشود. سپسكشتيهايآمريكاييبرايمقابلبا ايرانيها بهراهافتادند و در گرماگرمدرگيريآنهاهواپيماي۶۵۵ ايراناير كهدو بار در هفتهبهمقصد دبيدر اماراتپروازميكرد، از فرودگاهبندرعباسبلند شد (اينفرودگاههمچنينفرودگاهپروازهايغير نظاميبود و همبهنوعييكپايگاهنظاميمحسوبميشد).مسير پرواز هواپيما مستقيمبهسمتكشتيهايجنگيآمريكا بود و سيستمدفاعيپيشرفتهرزمناو آمريكاييvincennes اينهواپيما را با يكF۴ ايرانياشتباهگرفتو دو موشكزمينبههوا بهسمتآنشليككرد كهباعثسقوطهواپيما و كشتهشدن٢۹٠ مسافر و خدمهآنشد و اين ششمينفاجعهدر تاريخهوانورديبود().
سرنگونييا سقوطپرواز ۶۵۵ ايراناير تنها يكتصادفو اتفاقيبود امادر تهراناينطور تصور نميشد.
دولتايرانچنينفرضكرد كهحملهاز قصد و عمديبودهاست. حتيفرهيختهترينكارشناسانامور جهانيكشور، همچنينمحمد محلاتينمايندهايراندر سازمانمللمتحد آنرا يكحملهبرنامهريزيشدهخواندند. علاوهبر اينمقاماتتهرانچنينتصور كردند كهشليكبهاينهواپيما بخشدومپيامآمريكا بودهاست. پياميكهبخشاولآنعملياتآخوندكبود. تهرانخود را چنينمتقاعد كرد كهواشنگتنسعيدارد اينپيامرا برايايرانبفرستند كهآمريكا تصميمگرفتهاستعلناً بهنفععراقوارد ميدانكارزارجنگشود. و هماكنونميخواهد برايسرنگونيجمهورياسلاميبههركاريحتيكشتنغير نظاميانايرانياقدامكند. بنابراينتا جائيكهتهرانميدانستدر صورتادامهجنگانتظار ميرفتآمريكا از تمامتواننظاميخود بر ضد ايراناستفادهكند. در همينحالجامعهبينالمللدر رابطهبا كلحادثهعملاً سكوتاختيار كردهبود و اينامر بسيارياز ايرانيها را بهايننتيجهرسانيد كهآنها آنقدر خود را از نظر بينالملليمنزويساختهاستكهشرايطيكهآمريكا قصد نابوديشانرا دارد هيچكشورياز ايرانحمايتنخواهد كرد().
اينحادثهدور جديدياز بحثهايجديدر رهبريايرانرا بههمراهداشت. تا پيشاز آنروحانيونعملگرا نااميدانهسعيميكردند امامخمينيرابرايپاياندادنبهجنگمتقاعد كنند. اما وضعيتآنقدر بحرانيشدهبود كهحتيراديكالها نيز حمايتهايخود از ادامهجنگرا كاهشدادند. بهمددحملاتموشكيعراقاوضاعبد جبههها و سرانجامسرنگونيهواپيماي۶۵۵ ايراناير، ايرانعملاً بهنقطهشكستخود رسيدهبود. در ماهژوئننامهسرگشادهمهديبازرگانـ نخستوزير سابقايرانـ بهامامخمينيكهدر آنازويخواستهبود بهجنگپاياندهد، در سراسر كشور پخششد(). در آنماهامام خميني، علياكبر هاشميرفسنجانی رئيسوقتمجلسشوراياسلامی را بهسمتفرماندهكلنيروهايمسلحايرانمنسوبكرد تا بهبحرانها و خصومتهايبوجود آمدهميانارتشو سپاهپاسدارانرسيدگيكند.پساز پيروزيگستردهعراقدر دهلراندر اواسطماهجولاي، رفسنجانيبرايارزيابيموقعيتاستراتژيكايرانجلسهايرا با حضور فرماندهانسپاهو ارتشتشكيلداد. نتيجهاينجلسهكههنگيبطور متفقالقولبر سر آنترديد نداشتند اينبود كهايرانبرايدفاعدر برابر عراقو آمريكا ديگرهيچگونهمنابعيدر اختيار ندارد و اكثريتنظر رفسنجانيرا در مورد پايانجنگتأييد كردند. خامنهاي، مجلسخبرگان، مجلسشوراياسلامي،اعضايكابينهو فرماندهانارشد نظاميو كارشناساناقتصادينيز همگيبارفسنجانيهمعقيدهبودند و از ويخواستند تا امامرا متقاعد كند. پسازبحثو گفتگوهايبسيار رفسنجانيآيتاللهخمينيرا متقاعد كرد كهادامهبيشتر جنگ، نابوديجمهورياسلاميرا بههمراهخواهد داشتو سرانجامامامبر خلافميلخود موافقتكرد().
در ٢٠ جولايامامخمينيبا انتشار بيانيهايخطاببهملّتاعلامكردك«منقولدادهبودمتا آخريننفسو آخرينقطرهخونممبارزهكنم. گرفتناينتصميمبرايمناز نوشيدنجامزهر كشندهتر بود. منخود را تسليمخواستخداوند ميكنمو برايرضايتاو اينجامزهر را سر ميكشم. پذيرشمرگوشهادتبرايمنقابلتحملتر استو تصميمامروز تنها برپايه منافعجمهورياسلاميگرفتهشدهاست»().
تصميمامامخمينيدر پذيرشواقعيتو نهشهادتدر تصميمگيريهايآيندهايراناهميتبسياريداشتاينامر حاكياز آنبود كهجمهورياسلامياينظرفيترا داشتكهبهعملگراياناجازهدهد ادارهمهمترينامورسياستخارجيكشور را بهعهدهگيرند. اما نكتهايكهبههماناندازهو ياشايد بيشتر اهميتداشتاينبود كهآيت اللهصرفاً پساز ۶ سالتلاشكاملاً بيثمر برايدستيابيبهخواستههايعاليخود و رخدادهايفاجعهآميز در جبهههايهوايي، درياييو داخلي، تصميمگرفتشكسترابپذيرد و اگر اينشكستها نبود او احتمالاً بيشتر مقاومتكردهو دورانبدبختيكشورشرا نيز طولانيتر كردهبود. ايراناز حملهبهعراقهيچچيزيرا بدستنياورد و اينمسالهايبود كهبسيارياز ايرانيها در سال١۹٨٢پيشبينيكردهبودند. در حقيقتكشور برايسرسختيهايامامخمينيبهايبسيار سنگينيپرداختو البتهاينآخرينبارينبود كهايرانيها بر سرسياستيپافشاريميكردند كهصدماتفوقالعادهبرايشانبههمراهداشتآنهمبهخاطر اصوليكهتنها خودشانآنرا ميفهميدند. علاوهبر اينخمينيزمانيواقعيترا پذيرفتكهديگر برايبهرهبردناز آنخيليدير شدهبود.اگر او در سال١۹٨٢ از جنگدستميكشيد، ايرانميتوانستامتيازاتفوق العادهايبدستآورد از جمله۷٠ ميليارد دلار از طرفكشورهايعربحوزهخليجفارسو سرانجامزمانيكهاو تصميمگرفتتمامچيزيكهايرانبدستآورد در واقعفقطپايانبدبختيهايشبود.
و فقطايراننبود كهاز پافشاريغير منطقيامامخمينيبهعقايد نادرستخود آسيبديد. هر كشور ديگريخود را درگير اينقضيهكرد در يكتناسبمستقيمبا ميزاندرگيريخود، آسيبديد.
آمريكا، كشورهايخليجفارس، اسرائيلو عراق(هر چند كهنميتوانبرايصدامدلسوزيكرد زيرا ويبهدليلحماقتو حرصو طمعخود همهرا بهنفعخود وارد جنگايرانو عراقكرد).
بالاخرهايرانواقعيترا پذيرفت، امّا پساز اينكهخود و عراقرا از پايدرآورد و خود را از بسيار از دستاوردهايكهميتوانستداشتهباشد بشرطيكهكميكمتر بهخطاناپذيريخود اعتقاد داشتمحرومكرد.
آمريكا و ايراندر دهه٨٠
دولتريگاندر حاليكار خود را آغاز كرد كهميخواستبا ملتبحرانآفرينو جنگطلبايرانارتباطكميداشتهو يا اصلاً هيچارتباطينداشتهباشد و زمانيكهايندولتقدرترا ترككرد آمريكا با ايرانيها در وضعيتيكجنگاعلامنشدهقرار داشت. واشنگتنبيآنكهبخواهد در هر قدمبهسوياينجنگكشيدهميشود و هنوز همادعايتكراريايرانيها مبنيبراينكهآمريكا عراقرا تشويقو حمايتكرد (و يا بهآندستور داد) تا بهايرانحملهكند و در هر فرصتيبا عراقهمكاريميكند بهكلي١٨٠ درجهدور ازواقعيتبود. اما در حالتطبيعيبايد اذعانداشتكهديدگاهما بر اساسسياستخارجيقويو مستحكمآمريكا در دهه١۹٨٠ همينطور بود يعنيآمريكا خواهانبرخورد با ملتهاييدر چهارچوبخطقرمز همچونايرانبودكهاز گروههايتروريستيحمايتميكردند.
ايالاتمتحدهعمداً توجهيبهتهراننشاننميداد تا اينكهپيروزيهايايراندر جبهههايجنگاينكابوسرا پيشرو آورد كهپيروزيايرانيها برعراقميتواند حملهنظاميانآيتاللهخميني، يا بهسمتغربيعنياردنواسرائيلو يا بهسمتجنوبيعنيعربستانسعوديو كشورهايحوزهخليجفارسرا بهدنبالداشتهباشد. در حقيقتدرگيرينظاميما در جنگنفتكشها (از طريقبرافراشتنپرچمآمريكا) ناشياز تهديد حملهبهكشورهايخليجفارس(و يا اسرائيل) بود و نهعراق. در آنهنگامايالاتمتحدهحتيسعيميكرد تا حمايتهايخود از عراقرا محدودتر نمايد. البتهاعتباراتبخشكشاورزي، كالاهايغير نظاميو اطلاعاتيكهآمريكا برايرژيمصدامحسينفراهمميآورد در زمانجنگبرايعراقبسيار مفيد و موثر بود.آمريكا همچنينمتحداناروپاييخود را تشويقميكرد تا كارهاييرا كهخودنميخواستبرايبغداد انجامدهد، آنها برعهدهبگيرند. با اينوجود ايالاتمتحدهتحريمفروشسلاحهايخود را در مورد هر دو طرفاعمالميكرداما در حاليكهفعالانهسعيداشتكهمانعدستيابيايرانبهتسليحاتنظاميشود، اما در مورد عراقفقطاينتسليحاترا مستقيماً در اختيار رژيمصدامقرار نميداد. علاوهبر اين، دولتريگانخود را در شرايطآشفتهايقرار دادهبود زيرا از يكسو از درگيرينظاميمستقيمبا ايراناجتنابميكرد و ازسويديگر تحتتأثير جنگطلبانآمريكاييكهبر اينباور بودند كهتنها اينخويشتنداريتنها باعثجسارتو تشويقراديكالهايضدآمريكاييايرانميشود، دچار اضطرابو نگرانيشدهبود.
قطعاً آمريكا بدنبالدرگيريبا ايراننبود. اگر واشنگتنچنينقصديداشتروشهايتهاجميتر و مؤثرتريرا در پيشرو ميگرفت. واشنگتنميتوانستبهتريننوعجنگافزارها آمريكاييدر دنيا را در اختيار عراققراردهد. دولتميتوانستبرايكمكبهعراقيها نيرو اعزامكند حتيميتوانستمابقيكشتيهاينيرويدرياييايرانرا غرقكند. تجهيزاتساحلياشرا از بينببرد و كليهمعاملاتنفتايرانيها را كاملاً نابود كند.ميتوانستبرايمقابلهبهمثلدر برابر هر گروگانگيريو هر حملهتروريستيكهاز طرفحزباللهو يا ساير عواملايرانيانجامميگرفتهدفهاينظاميو اطلاعاتيايرانرا مورد حملاتهواييخود قرار دهد.
منتصور ميكنماگر در جهانپساز ١١ سپتامبر تاريختكرار ميشد مردمآمريكا قطعاً از دولتخود ميخواستند تا اينكار را انجامدهد. اما ايالاتمتحدهدر آنزمانچنيننكرد!
منتقداناغلببهدولتآمريكا اعتراضميكنند كهدر برابر چنينكشوريمانند ايرانو چنينمسئلهايحاد، خطمشيخاصيندارد. در حالتكليايندرستنيستدر بيشتر موارد آمريكا در برابر هر كشوريو هر مسئلهايداراييكخطمشياست. چنيناعتراضيبيشتر ناشياز آناستكهيكمنتقد آنخطمشيرا نميپسندد و گاهينيز آنرا نميفهمد.
با اينحالدر دهه١۹٨٠ و در مورد ايران، احتمالاً ايندرستاستكهآمريكا خطمشيو سياستخاصيرا دنبالنميكرد زيرا اهدافواشنگتندررابطهبا خواستههايشاز ايرانو استراتژي، كهراههايدستيابيبهايناهدافرا شرحدهد، بروشنيتبييننشدهبود. و اينتا حدذ زياديدر نتيجهانقلابوبحرانگروگانگيريبود. از نظر سياستگذارانآمريكايي، ايرانكشوريعجيب، بحرانساز، بشدتضد آمريكاييو بسيار غير قابلپيشبينيبودبطوريكههيچكسدر واشنتگتننميتوانستدر مورد آنراهيپيدا كند كهاحتمالاً بهنفعآمريكا باشد و هر نوعدرگيريبا ايرنفقطكشور را دچارمشكلو دردسر ميكرد. و البتهبهنظر ميرسيد دخالتلبنانو قضيهIran-contra ايناعتقاد را ثابتميكرد. درسيكهآمريكا از آنتجربياتگرفتاينبود كهاگر خواستهيا ناخواستهبا ايراندرگير شود در پايانما پشيمانخواهيمشد() بنابراينواشنگتنتمامتلاشخود را ميكرد تا از ايراندوريكند و اميداور بود كهايرانيها نيز همينكار را بكنند. و تنها وجودداشتن نوعيتهديد برايصادراتنفتخليجفارسبود كهبار ديگر آمريكارا با بيميليدر برابر ايرانقرار داد.
سپسدولتريگانهر كاريكهممكنبود را انجامداد تا منافعتشديددرگيريشدهو ايرانيها را متقاعد كند كهاگر آنها خود را كنترلكنند ما همهمينكار را خواهيمكرد و تهيهيكخطمشيواقعيدر برابر ايرانبهعهدهدولتجورجدبليو بوشگذاشتهشد.
آخرينتلاشها
بالاخرهبرايايرانجنگوحشتناكبا عراقبهپايانرسيد و ميشد دورانبازسازيرا آغاز كرد. مردمايرانمثلهميشهبهامامخود چشمدوختهبودندتا آنها را در اينمرحلهجديد راهنمايی كند. در آنهنگامبهنظر ميرسيدآيتاللهخمينيمتوجهشدهاستكهكارهايزياديبايد در ايرانانجامپذيرد و او احتمالاً همهچيز را تحتنظارتخود نخواهد داشتبنابراينوياقداماتيرا در عرصهسياستداخليو خارجيانجامداد كهبهنظر ميرسيدبرايتعيينمسير ايراندر آيندهدر نظر گرفتهشدهاند. ايناقداماتبهيادگارهايياز طرفاو باقيماند كهتا مدتها پساز رفتنشعاملياساسيدرتعيينحدود سياستهايكشور از سويجانشينانشبهشمار ميرفت.
امامخمينيحتيقبلاز پايانجنگتشخيصدادهبود كهآنساختارحكومتيكهويبوجود آوردهدر حالرو بهرو شدنبا مشكلاتعديدهاياست. بسيارياز مراكز مستقلقدرتدر كشور وجود داشتند كهپيوستهدرحالرقابتو حركتموازيبا يكديگر بودند: رئيسجمهور، نخستوزير،مجلس، ارتش، سپاهپاسداران، بنيادها، دادگاههايانقلاب، كميتهها شوراينگهبانو... تمامياينمؤسساتمختلفقادر بودند مانعاجرايسياستهاييشوند كهاز طرفسايرينارائهميشد و تمامآنها تا اندازهايميتوانستنددستبهاقداماتفرديو مستقلبزنند(). و نتيجهاينوضع، فلجشدنكاملدر مسائلاساسيسياستكليكشور و كار كردنمستقلدر امورتاكتيكيبود. تعيينجهتگيريهاييسياستهايكليمستلزماتفاقنظر در ميانتمامايننهادهايمختلفبود و از آنجائيكهصحنهسياسيايرانبهاوضاعناهماهنگو ناموزونهميشگيخود رسيدهبود، چنينامريبندرترخميداد. در داخلحكومتسياسيايران، دهها و دهها گروهو باند كوچكوجود داشتكههر يكمجموعهعقايد و نظراتخاصخود را داشتند ازآنجائيكهاينگروهها معمولاً ميتوانستند بر سر مسائلبسياريكهنميخواستند بهتوافقبرسند بنابراينمتحد شدنبرايايجاد مانعدر برابرخطمشيهايساير گروهها سادهبود اما چوناينگروهها نميتوانستند برسر خواستههايشانبهتوافقبرسند، قادر نبودند برايوضعسياستهايهماهنگبا يكديگر متحد شوند.
با اينوجود، از آنجائيكههر نهادياز استقلالقابلملاحظهايبرخورداربود و با توجهبهاينكهامامخمينيغالباً كسانيرا كهدستورالعملها را ناديدهميگرفتند، مجازاتنميكرد، ايننهادها در مورد مسائلخاصپا را ازمحدود سياستهايتعيينشدهپا فراتر گذارند و دستبهاقداماتيبزنند كهالزاماً هيچعاملبازدارندهاينيز در مقابلآنها وجود نداشت. در موردسياستگذاريهايخاصتا حديزياديلازمبود كهامامخمينيبرايمتحدساختنگروههايسياسيبدخلقو عاصيو نهادهاينافرمانجامعهايرانخود، شخصاً ميانجيگريكند().
اوليناقدامامامبرايسروساماندادن بهايناوضاع، تنها با منحلو يامحدود كردنبرخياز نهادها توامبود. بنابراينويكميتهها را تحتكنترلسپاهپاسداراندر آورد و سرانجامخود سپاهپاسداراندر سازمانيبرايحفظامنيتداخليبهتمامنيروهاياجرايقانونسپاهادغامگرديد و كميتههاشدند دادگاههايانقلاببا يكسيستمقضاييمركزيكهظاهراً تحتكنترلدولتقرار داشتجايگزينشدند.
پستنخستوزيريلغو و بسيارياز اختياراتويبهرئيسجمهورمنتقلشد. اما با وجود تماماينتغييراتهنوز هممشكلاتو معضلاتزيربناييكشور لاينحلباقيماندهبود. اعضايكميتهها بهسادگيبا هماننقشها و همانفعاليتها بهگروهگارد انقلابيا همانحزباللهيتبديلشدند.سيستمقضاييمركزيبسيارياز اختياراتدادگاههايسابقانقلابرا حفظكردهبودند و از آنجائيكهاصولتعيينشدهايبرايآنها وجود نداشتهمچنانهر كاريكهدر حوزهمنافعخود مناسبميديدند، انجامميدادند.()
بعدها امامخمينيسعيكرد سازمانهايجديديايجاد كند كهبهاختلافاتميانسازمانهايقبليرسيدگيكنند كهمهمترينآنها مجمعتشخيصمصلحتنظامبود هدفاز تشكيلاينمجمعحلاختلافاتبينشوراينگهبانو مجلسخبرگانو مجلسشوراياسلاميبود(). اما اينطرحنيز با شكستمواجههشد زيرا اينطرحخود تشكيلنهاد ديگريبودكهتا در حد زيادياز قدرتو استقلالبرخوردار بود و در اصلايناقدامفقطاضافهكردنيكبازيكنديگر بهميانهبازييبود كهبازيگرانبسياريداشت.
در ابتدايسال١۹٨٨ بهنظر ميرسيد امامخمينيبهايننتيجهرسيدهاستكهبدونوجود يكفقيهبسيار قدرتمند ـ همانند خودشـ سيستمدچارهرجو مرجو نزاعخواهد شد. در حقيقتتنها دليليهمكهباعثميشدايراندر طيسالهايجنگاز سياستواحديپيرويكند اينبود كهامامازطريقفرمانو حكمفرديخود، سياستها را تعيينكردهو اجرايآنها را همتاحد زياديبا توجهبهاعتبار و تعهد شخصيخودشتضمينميكرد. اما درسال١۹٨٨ وي٨۶ سالداشتو سالها بود كهدچار مشكلاتجسميوسلامتيشدهبود. و بعيد بهنظر ميرسيد كهجانشيناو از هماناعتبار ومنزلتويبرخوردار باشد و اينبدانمعنا بود كهاو ميبايد موقعيتسازمانيفقيهرا طوريتثبيتو تقويتكند كهجانشيناو بدونحضورمنحصر بهفرد و با ابهتويبهعنوانيك«امام» سيستمرا هدايتكند.
بنابرايندر ژانويه١۹٨٨ و در بحبوبهيكبنبستسياسيكهكشور رافلجكردهبود امامخمينينامهاينوشتكهظاهراً خطاببهخامنهايوشوراينگهبانبود. در ايننامهوياعلامكردهبود كهقدرتفقيهمطلقاستو وظيفهولايتمطلقفقيهحفظجمهورياسلامياستكهدر اولويتقراردارد. امامدر ايننامهشرحدادهبود كهدولتدر قالبولايتفقيهتجسممييابد و از طرفخداوند ايناختيار را دارد كهبرايحفظجمهورياسلاميهر كاريرا كهلازماستانجامدهد حتياگر اينبهمعنايمخالفتبا احكامشرعيقديميو سنتيبودهو يا بر خلافنظر حقوقدانانو روحانيونطرازاولباشد. در حقيقتامام خمينيبهطور ضمنيخاطر نشانساختكهنظرحكومتو ولايتفقيهميتوانستبرايحفظجمهورياسلاميدر صورتضرورتجايگزيناصولپنچگانهديناسلام(نماز، زكات، حج، روزهوشهادتبهايماناظهار ايمان) شود كهدر خود قرآنتعيينشدهاست.
اما اينكار همكمكچندانينكرد، زيرا روحانيونتصريحكردند كهعنوانكردناينمسئلهكهدستوراتفقيه(كهيكانسانعادياست) ميتواندجايگزينكلامخداوند يا حضرتمحمد (ص) شود بهمعنينزديكشدنبهاصليترينگناهيعنيهمانشركيا شريكقرار دادنبرايقدرتيگانهخداوند است.()
و بهاينترتيب، امامخمينيدر پايانعمر خود نوعيسيستمحكومتيرااز خود بهجايگذاشتكهبزحمتتلاشميكرد تا استقلالافراطينهادهاكنترلكردهو بهبنبستها خاتمهدهد. نهادهاييكهويبهوجود آورد و هيچنشانهايوجود نداشتكهبتوانند بدونحضور او بهكار خود ادامهدهند و اينميراثبسيار ناگواريبرايوارثاناو بود.
بحثبازسازيو ماجرايرشدي
يكيديگر از يادگارهاييكهامامخمينياز خود بر جايگذاشت، الگوها وسرمشقهاييسياسيبشدتآشفتهايبود كه آخريناقداماتوينيز موجبتقويتو استحكامآنها شد. در آخرينروزهايعمر امام، ادارهبازسازيهايپساز جنگ، اصليترينمسئلهپيشرويتهرانبود. بحثيوجود نداشتكهايرانبايد برايجبرانخسارتهايناشياز جنگو انقلاب، تلاشبسياريميكرد. اوضاعكشور بهمريختهبود. دو ميليوننفر بيخانمانشدهو يا ازخانههايخود فرار كردهو بيشاز هشتاد شهر آسيبهايقابلتوجهيديدهبودند. بندر خرمشهر (كهزمانياصليترينپايانهصادراتنفتايرانبود) وپالايشگاهبزرگآبادانويرانشدهو تجهيزاتويژهبارگيرينفتدر جزايرخاركو سيريبشدتصدمهديدهبودند.
نرختورمدر سال١۹٨٨ ۴٠ تا ۵٠% افزايشيافتهبود و بيكاريدر سال١۹٨۶ ٢٨% رسيد (و اينمسالهبا وجود بسيجهمگانيبرايجنگبود) و ايندر حاليبود كهوضعيتتوليداتكشاورزيبدتر از هميشهشد(). رشدسالانهجمعيتايرانبهرقمگيجكنندهو سرسامآور ۴% رسيدهبود تااندازهايبههميندليلدرآمد سرانههر شخصاز بعد از انقلاب۴٠% كاهشيافتهبود.
وارداتمواد خوراكي٣ ميليارد دلار در سالبود در حاليكهدرآمدهاينفتيبهشدتكاهشيافتهو به۹ ميليارد دلار رسيدهبود. سازمانCIAتخمينزد كههشتسالجنگ١۶٠ ميليارد دلار برايايرانهزينهدربرداشتهاست.() هزينهكليجبرانتمامخسارتها ناشياز جنگو انقلابتقريباً درحدود ۴۵٠ ميليارد دلار برآورد شد(). علاوهبر تماماينها جمعيت۴۷ميليوننفريايراندر سال١۹٨۶ در طيجنگبيشاز يكميليوننفر تلفاتديدند كهاز اينميانبيشتر از ۴٠٠٠٠٠ نفر كشتههايدورانجنگبودند(). و اينجنگهولناكيبود كهآسيبهاياحساسيو نيز بهشدتعميقيبر جايگذاشت.
طبيعتاً صاحبتند و شديديدر مورد چگونگيانجامبازسازيها آغازشد. مثلهميشهعملگراها بهرهبريخامنهايو رفسنجانيچنيناستدلالكردند كهايرانبايد برايجذبكمكو سرمايهاز موسساتبينالملليماليو سرمايهگذارانبا كشورهايخارجيمشورتو رايزنيكند. آنها تأكيدداشتند كهبدوندريافتكمكهايخارجياز اينقبيلايرانبرايبازسازيسريعو مدرنكشور از منابعكافيبرخوردار نيست. و همانراديكالهايدورانجنگبا آنها بهمخالفتبرخاستند زيرا كهاينها طرفدار خوداتكاييوحفظاستقلالبودند كهبر آناساسايرانبرايبازسازيكشور فقطبايد بهمنابعو تواناييهايمردمخود تكيهميكرد. اما راديكالهايچنيناستدلالميكردند كهمردمجامعهآمادهاند برايبازسازيكشور فداكاريهايبيشتريبكنند و بنابرايننيازينبود كهايراناجازهدهد خارجياندر بازسازيكشورشركتكنند و بهاعتقاد آنها از آنجائيكهيكياز اهدافانقلابرهايياز يوغسلطهخارجيدر ايرانبود نبايد بازسازيبهبهانهو وسيلهايتبديلميشدكههمانسلطهدوبارهبهكشور رسوخكند() و مستوليشود.
هرچند كهخمينيقلباً با راديكالهايموافقبود چوندرستيو اعتباراستدلالاتعملگراها را تشخيصدادهبود. بهنظر ميرسيد كهاو خستگيمردماز جنگ، فقر و محدوديتهاياجتماعيرا درككردهاست. امامخمينيممنوعيتشطرنجرا لغو كردهو اجازهداد برخياز انواعموزيكهايغربيوارد كشور شوند. رژيمحتيكميدر مورد آزاديبياننيز كوتاهآمد ومسامحهنمود. خمينيدر بحثتجارتخارجينيز بهنفععملگرايانتصميمگيريكرد كهميخواستند تجارتخارجيتا حديدر اختيار بخشخصوصيقرار گيرد در حاليكهراديكالهايخواهانكنترلكاملآناز طرفدولتبودند. ويهمچنينعملگراياناجازهداد تا محدوديتهايرابطهايبابسيارياز كشورها از جملهفرانسه، انگليسو كويترا بهبود بخشند وگروگانهايياروپاييكهدر اختيار بسيارياز گروههايطرفدار ايراندر لبنانقرار داشتند، ناگهانو بهطور غير منتظرهايآزاد شدند.()
در حقيقتاوضاعآنقدر بهنفععملگراها پيشميرفتكهآنها تصميمگرفتند حساسترينمسئلهيعنيبرقراريرابطهبا آمريكا را مطرحكنند. دراكتبر ١۹٨٨ «ميتيلشوار سينگ» آمريكاييكههنديالاصلبود و بهمدتبيستماهاز طرفجنبشاسلاميجهاد در لبنانبهگروگانگرفتهشدهبود، بهطور غيرمنتظرهايآزاد شد. ماهبعد مراسمسالگرد تصدفسفارتآمريكابهطور غيرمعموليو دور از انتظار، بهصورتمختصريو محدود برگزارشد. شايعاتيدر تهرانرواجپيدا كرد. روزنامهمحافظهكار «جمهورياسلامي» سرمقالهايرا چاپكرد كهدر آنآمدهبود: با برقراريروابطمناسببا ابرقدرتهايغربيبراساسيحقوقتعيينشدهجمهورياسلامي،ما چيزيرا از دستنخواهيمداد.() و در ادامهآنبيانيهاياز طرفمعاونوزير امور خارجهچاپشدهبود كهميگفتاگر آمريكاييها سياستهايخودرا تغيير دهند و با ما براساساحتراممتقابلو عدمدخالتدر امور داخليكشورمانرفتار كنند برقراريرابطهبا آنها مانند رابطهبا ساير كشورها خواهدبود.() بهسختيميتوانگفتكهاينيكپيشدرآمد بدونپشتوانهقانونيبود اما برايايرانيها همينمسئلهخود يكتغيير چشمگير محسوبميشد.
ژانويه١۹٨۹ شاهد بهقدرترسيدنيكدولتجديد در ايالاتمتحدهبود. دولترئيسجمهور بوشاول. حتيقبلاز بر سر كار آمدنايندولت،اعضايتيمسياستخارجيجديد آمريكا متوجهتغيير لحنو گفتار مقاماتتهرانشدهبودند. آنها تصميمگرفتند بهايرانيانپاسخيدهند كهبدانند اگرآنها بخواهند آمريكا نيز خواهانبرقراريروابطبهتر با ايراناست. آمريكا دراولينقدمميخواستبداند يكاقدامدقيقو حسابشدهدر رابطهمتقابلچهپيامدهاييميتوانستدر بر داشتهباشد. بنابراينجورجبوشدر اولينسخنرانيبهمناسبتشروعكار دولتخود، برايآزاديما بقيگروگانهايآمريكاييدر لبناناز ايرانيها كمكخواستو بهآنها اطمينانداد كهاعمالوحسننيتبهحسننيتبهبار ميآورد.
ايننشانهكوچكيبود، اما بازتابوسيعی در تهرانداشت. در همينحالرفسنجانيدر اقداميكهحاكياز دوريچشمگيرياز مواضعقبليخودداشتدر مصاحبهها با رسانههايايراناظهار ميداشتكهاولاً تلاشبرايپيروزيدر عراقدر طيجنگمسئلهحياتيبسيار بزرگيبرايما بود و هماينكهقانوناساسيايرانبسيار با عجلهو شتابنوشتهشدهو كاملنيست.() پسموسوياردبيليرئيسديوانعاليقضاييخاطر نشانكردبحرانگروگانگيريبسيار طولانيشدهو جنگبا عراقبايد پساز آزاديخرمشهر پايانميگرفت.()
تا جائيكهبهامامخمينيمرتبطبود اوضاعداشتاز كنترلاو خارجميشد زيرا از سرگيريروابطعاديبا چند كشور عربييكمسئلهبود وآشتيبا شيطانبزرگمسئلهايديگر كهفراتر از حد و مرزها و خطقرمز قرارداشت. بههمينترتيبزير سؤالبردنتصميماتاو در مورد نحوهادارهجنگو مطرحكردناينكهنظامجمهورياسلامياز ايدهآلمورد نظر كمتراست. نوعيافراطو تندرويبزرگبود. برايمتوقفساختنتمام اينها بايدكاريصورتميگرفتو بايد نشاندادهميشد كهدر تحملابراز مخالفتهمنوعيمحدوديتوجود دارد. در همينزمانيكنويسندههنديالاصلكتابيبا نامآياتشيطانينوشتكهباعثرنجشبرخياز مسلمانانشد.() و آيتاللهخمينيبهانهايرا كهلازمداشت، بهدستآورد.
ايرانبا وجود گذشتبيشاز پنجماهاز انتشار اينكتابو ناديدهگرفتناعتراضاتيرا كهدر ميانمسلمانانبرانگيختهبود در روز والنتين١۹٨۹امامخمينيفتواييصادر كرد كهبراساسآنكتابآياتشيطانيكهعليهاسلامو پيامبر و قرآننوشتهشدهاستو تمامكسانيكهدر انتشار اينكتابدستداشتهاند و كسانيكهاز محتوايآنآگاهند بهمرگمحكومشدند. واماماعلامكرد مناز تماممسلمانانمشتاقميخواهمتا اينافراد را در هرنقطهايكهپيدا كردند بلافاصلهاعدامكنند تا ديگر كسيجرأتتوهينبهمقدساتاسلاميرا نداشتهباشند.» يكياز بنيادها برايكشتنسلمانرشدي۶/٢ ميليوندلار جايزهتعيينكرد. دستور خمينيطوفانيدر جهانبهراهانداخت. طرفدارانو هوادارانويدر لندن، ايتاليا و كاليفرنيا كتابفروشيهاييرا كهاينكتابرا ميفروختند و همچنيندفتر روزنامهايرا كهاز حقمردمدرخواندنآندفاعكردهبود در نيويوركبا بمبمنفجر كردند. بسيارياز كسانيكهعلناً با اينفتوا مخالفتكردهبودند تهديد شده، مورد حملهقرار گرفتند ويا حتيكشتهشدند. از جملهيكروحانيبلژيكيو مترجمژاپنيكتابكهتوسطوزارتاطلاعاتايرانبهقتلرسيدند.()
رشدياز نويسندگانيبود كهبرندهجايزه شده و در انگليسزندگيميكرد و تهديد ويبهمرگچيزينبود كهغرب از آنچشمپوشيكند. بسيارياز كشورهاياروپاييكهبهتازگيروابطخود را با ايراناز سر گرفتهبودند در اعتراضبهايناقدامسفرايخود را از تهرانفرا خواندند اما خمينيبهرفتار و اعتقاد خود ادامهداد و گفتكهاينكتابدليليبر دشمنيعميقوسرسختانهغرببا اسلاماست. هشتروز پساز صدور فتوياوليهخمينيسخنرانيبسيار مهميايراد كرد كهدر آنهشدار داد: «نيازينيستكهماروابطخود را با (غرب) گستردهكنيم.()
فتوايامامخمينيممكناستبرايبسيارياز غربيها عجيبو غريبوبيمايهبهنظر برسد اما از نظر خود وي، اينفتوا بسيار حساسو حياتيبود وهمانطور كهدر آنسخنرانيبسيار مهمخود اشارهكرد «اينكتابموهبتيالهيبود كهبهايرانكمككرد تا بهيكسياستخارجيسادهلوحانهپاياندهد.()» در حقيقتعكسالعملخمينيدر برابر آياتشيطاني، پاسخويبهمباحثسياسيداخلايرانبود. اماممصممبود تا تمايلاتآزاديخواهانهدر امور داخليو همدر امور خارجيريشهكنكند. اينتمايلاتهمچونجعبهايبود كهامامبدونشناختكاملمحتوايشدر آنرا باز كردهبود وكتابرشدياينامكانرا فراهمآورد تا در آنرا دوبارهببندد. و جعبهبدونمنفذ باقيبماند.()
امامرفت
با تشخيصاينكهنياز بهانجامخوبكارهايايرانقبلاز مردنخمينياحساسميشد، خمينياهميتبسيارياز مسايلرا خاطرنشانكرد. در پايانماهمارس، او كشور را بهتزدهكرد، و اعلامكرد كهديگر بيشتر ازاين، آيتاللهمنتظري، جانشينو قائممقاماو نخواهد بود.
هرچند كهمنتظريدر مسايلخارجيهمچنان تندرو و افراطيباقيماندهبود، اما او بهطور فزايندهايبا عملگراياندر سياستهايداخليبرخوردكرد.()
با پايانجنگاو شروعكرد بهسخنرانيعلنيدربارهنياز بهآزاديمطبوعاتو استدلالكردنبر اينكهبايد رفتاريبهتر نسبتبهزندانيانسياسيداشت.
از يكجهت، او تا جاييفراتر رفتكهبهخمينييكنامهاختصاصينوشتو هشدار داد كه«جناياتو ظلمهايوزارتاطلاعاتو امنيتشما وزندانهايشما بهمراتببدتر از شاهاز ساواكاست»()
پساز جنگ، او اينشكاياتو اعتراضاترا علنيانتشار داد و گفتكهايراندر جهانبهعنوانكشورياستكهبهخاطر اعدامهايشدارد شناختهميشود.()
همراهبا منتظري، تعداديقابلتوجهاز اردوگاهعملگرايانعزلشدند.خصوصاً چند نفر از اعضايارشد وزارتخارجهكهحاميگفتگويجديد باغربو آمريكا بودند.
عزلناگهانيمنتظريچيزيشبيهبهبحرانرا در كشور فراهمكرد، چونهيچكداماز ديگر وابستگانيا دستيارانيا معاشراناو صلاحيتو شرايطلازمرا بهعنوانفقيهنداشتند كهبر منتظريغلبهكنند.
از ديگر سو، ديگر آيتاللههايبرجستهايرانـ يعنيآيتالعظميهايديگر كهگاهبهعنوانمرجعتقليد مورد توجهقرار ميگيرند ـ كهشرايطلازموصلاحيتمورد نظر را با مفهومحرفولايتفقيهضديتداشتند.()
راهحلاماماندكيمستقيمتر و بدونواسطهبود: او دستور داد كهمجلسخبرگانشروعبهبازبينيو مُرور قانوناساسيبكند.
نسخهجديد تأكيد و اصرار زياديبر رويمسألهمذهبيفقيهنداشتـ يارهبر، رهبر معظمـ و بهجايآنبيشتر دلالتداشتبر حمايتعموميودانشاجتماعيو سياسيكهبهنسبتاز اهميتيبرابر و يكسانبرخوردارند.قانونجديد قدرتو اختياراترهبر معظمرا آشكارا و بهمراتببيشتر از قبلمشخصكردهبود.
مقامنخستوزيريرا برچيد، و اكثر آناختياراترا بهرييسجمهوريمنتقلكردند.()
سرانجامامامدر ميانشرايطمخالفتهايسياسي، همهنكاتمبهمونقاطابهامايرانرا در سفر از ميانبرداشت.
او موجبزرگياز دستگيريها را بهراهانداخت، با اينهدفكههرشخصوابستهبهچپبا هر گونهوابستگيو رابطهو عضويتدر مجاهدينخلقو ديگر گروههاياپوزيسيونزندانيشود.
تعداديدر ايراناز اينلحاظبرايمجاهدينخلقبهتلخياشكريختند.
زيرا در طيجنگطرفصدامرا گرفتهبودند و در اواخر جنگهمبهداخلخاكايرانحملهكردند.
چندينهزارنفر يا با طنابدار اعدامشدند و يا در جوخةآتشتيربارانشدند. اعدامهاييكهسازمانعضو بينالمللآنرا «بزرگترينموجاعدامهايمخفيانهسياسياز اوايلدهة١۹۹٠» ناميد.
در ٣ ژوئن١۹٨۹، خمينيسرانجاممرد. و اينموجبابراز غمو غصهميليونها ايرانی شد. اما آنگاه، اينبهترينزمانبرايجانشينيبود. در ۵ژوئن، مجلسخبرگاناعلامكرد كهخادمهوادار و وفادار بهامام، هرچندبيجاذبه، حجتالاسلامسيدعليخامنهايفقيهجديد يا رهبر معظمجديدخواهند بود.()
در روزهايپساز آن، بهاعضايرژيماطلاعدادند كهخامنهاياكنونبايدبهعنوانآيتالله مورد توجهقرار بگيرد، هرچند كهاينعنوانطبقمعمولوچنانكهانتظار ميرفتبايد با استقبالهمسنخها و همتايانروبهرو ميشد،نهتوسطتبليغاتاينامر صورتبگيرد. در حقيقت، تشكلمذهبشيعهدرقماز ارتقا اينعنوانبهخامنهايسرباز ميزد، و تا امروز هماينامتناعوخودداريوجود دارد.()
از لحاظتئوري، فقيهيا رهبر معظمبايد در حقيقت، آيتالله العظميباشد، و آنگاهصلاحيتمرجعتقليد بودنرا دارد، كسيكهاكثر مردماو را بهعنوانمنبعارشاد و الهامبشناسند.
اما طرفدارانخامنهايبهطور آشكارا دريافتند كهبودندر طبقهآيتاللهبراياو كششلازمرا بهوجود خواهد آورد و ديگر نيازينيستكهآناناو رافراتر ببرند تا كهمدعيشوند كهاو آيتالعظميبودهاست. يكبارهخامنهايدر نقشرهبر معظمظاهر شد، هموطناو «علياكبر رفسنجانی قهرماني/بهرمانی خودشرا كهآنهمـ در اواخر ماهژوييهبا تقلبو دستكاريبيشرمانهدر انتخاباتـ در جايقبلياو بهعنوانرييسجمهور ايران، قرارداد.()
براياكثر بيگانگانو ايرانيان، آنرا بهنوعيتغيير جهتو موضعيابرگشتسياستداخليايرانو پيروزيقاطععملگرايانتعبير ميكردند.
هرچند كهآنانبهشدتمأيوسو نااميد شدهبودند. آذر نفيسيدربارهخامنهايچنيناظهار ميدارد كه«از ليبرالينهچندانجدي، ناگهانبهآدميتندرو و اصلاحناپذير مبدلشد».
در صورتيكهيكبارهخامنهايو رفسنجانيبهعنوانمشاركتو همكاريجدا نشدنيو غيرقابلتفكيكدر صدر اردوگاهعملگرايانديدهشد و بهمرور زمانراهشاناز همجدا شد.
گرچهاينممكناستكهخامنهايهموارهدر باطنتندرو بودهو صرفاً درطيدهة١۹٨٠ نقشعملگرا را ايفا ميكردهاست.
و اينبيشتر بهنظر ميآيد كهاو بههر دو جريانعلاقمند بودهاست(بهخاطر ليبراليسمبودننهچندانجدياش) اما بعدها ـ بهخاطر شرايطجلوسو افزودهاشـ خود را بيشتر موافقاردوگاهتندروها دانست.
صلاحيتو شرايطنهچندانكافيخامنهای و نياز بهبازنويسيقانوناساسيبرايقفيهشدنايشانـ موجبشد كهاو چندانمشروعيتو حقانيترهبرينداشتهباشد.
و مهمترينمنبعو منشا مشروعيتو حقانيتاو تا جاييكهاكثريتايرانيانعلاقمند بهپيرويو تبعيتاز او بهحكمو دستور باشند، و آنگاهبنابراهميتشغلاو صادقانه، نظر امامرا جامعهعملبپوشاند و بهاجرا درآورد،مشخصميگردد.
از اينرو، خمينيمنشا و منبعمشروعيتو حقانيتدر بعد از انقلابايرانبود، و اينبهآنمعنياستكهخامنهايميبايستمواظبو مراقبآنميبود كهدر اينمحددويتها و شاخصها كهتوسطامامطرحريزيشدهبود، قرار ميگرفت.
در سالآخر زندگيخميني، بينفتويقتلسلمانرشدي، عزلمنتظري،قلعو قمعو سركوبشديد دگرانديشها و مخالفانو ابراز انزجار او از روابطبا غربـ خصوصاً آمريكا ـ خمينيآشكارا مطرحو مشخصكرد كهديدگاهاونسبتبهانقلاباسلاميتندروترينوجهتعصبو جزمانديشي، مكتبيوپيروياز ايدئولوژيخاص، سازشناپذيريو ضد آمريكاييبودناست. اگرخامنهايميخواستكهدر مقابلمردمايرانبهچنينمشروعيتيموجهوبرحقدستيابد، ميبايستكهبهآنميراثو يادگار اماموفادار و پايبندميماند.()
علاوهبر اين، خامنهايبهتندروها نياز داشتكهاز مشروعيتو حقانيتاو طرفداريو حمايتكنند.
بنا بهفطرتآنها، عملگرايانچندانبهمسايلاسلامو انقلابمتمركزنبودند، جهتاصليآنانادامهدادن سياستيبود كهآنانتصور ميكردندبرايايرانبهترينوجهرا ـ از لحاظتكنولوژيو فنمداري، بدونتوجهمذهبو يا ديگر خلوصمذهبی داراست.
آنها بهاحتمالضعيف، شايستگيو صلاحيت خامنهايرا بهعنوانفقيه،بهزير سؤالميبردند.
هرچند، چنينچيز مشابهيدربارهتندروها هممصداقندارد كهخود ازمحافظو مدافعروحانيو الهي، انقلاباسلاميبدانند.
اگر آنانسياستهايخامنهايرا دوستنداشتند، و خصوصاً اگر معتقدبودند كهآيا بهطور مشخصاز سياستهايتندروگونهخمينی كهدر اواخرعمر تأييد ميكرد ـ منحرفو دور شدهاست، راديكالها موقعيتاو راتضعيفميكردند و يا اينكهقصد بركنارياو را ميداشتند. و اينيقيناًتهديديبرايخامنهايبهشمار ميرفتكهنميتوانستتحملكند.
علاوهبر اين، خامنهايبهادارهحكومتو بنيادهايكليدينياز داشت، ـخصوصاً بنيادهايقدرتمند و مستقل، مانند پاسداران، محاكمقضايي،بنيادها، شوراينگهبان، مجلسخبرگانـ كههمگيتحتنفوذ و سلطهتندروها بودند.
بنابر همهايندلايل، رهبر معظم جديد، ميبايست در نهايت به تندرويي چرخش ميكرد، و به تندروترين شخصي كه هيچ كس تصورش را نميكرد ـ مبدل شود.
با اينوجود، خميني كاملاً آگاه و مطلع بود كه تصميماتي كه او در اين روزهاي آخر عمر، اتخاذ ميكند، تأثيريشديد و بنياديبر شكلگيريايرانـحتيمدتها پساز درگذشتاو ـ خواهد داشت.
اما نفوذ قابلتوجهدر انقلابايرانداشت، و بهعلتاينكهكشوريكهاوبهجايميگذاشتبا آشفتگيهايسياسيروبهرو بود، و آنتصميماتآخرمشخصههايسياسيايرانرا پس از آنمعينميكرد.
ميراثو يادگار خمينيپرچمو علمبخشهايمختلفو گستردهجامعهايرانيشد. و ايندورهتصديخامنهايرا بهعنوانرهبر معظمو سپساپوزيسيوناصلاحگرا كهدر اواسطدهة١۹۹٠ ظهور كرد، مشخصو معينميكرد؛ كههر دو تحتمخالفتو نارضايتيو اعتراضمورد توجهآنانشد.
تا امروز، بسياری مذاكرات سياست داخلی و خارجيايران بر اساس نزاعهای مداوم سياسی و مذهبی و روشنفكری با ميراثخمينياست. چنينروياروييو مواجههآمريكا با ايراننزاعچالشملتبا ميراثاماماست
